یه کوه اشتباه

وقتی به پشت سرم نگاه می کنم و خودم رو با خود 6-7 سال پیشم مقایسه می کنم، بطور کاملا بدیهی به این نتیجه می رسم که اون موقع ها و قبل تر از اون، خیلی صاف و ساده تر از الان بودم.

الان، هر موقع که براثر یه اتفاق یا هر چیز دیگه، برمی گردم و یه نگاهی به پشت سرم میندازم، کوهی رو می بینم که بسیار محکم و استواره و ارتفاعش بقدری زیاده که کم کم قله اش داره میره تو ابرها و از دیدم دور می مونه. شاید فکر کنین که عجب منظره ی زیبایی پشت سر من ایجاد شده (یعنی من، خودم ایجاد کردم)، اما اگه بدونین جنس این کوه چیه، شاید که نه حتما نظرتون برمیگرده.

این کوه، کوهیه که ذره ذره ی اون رو من با اشتباهات خودم درست کردم. آره، این کوه در نگاه اول خیلی قشنگه، اما هرچی به اون نزدیک تر میشین و درموردش بیشتر می دونین، یه چیزایی از بدی ها و زشتی هاش می بینین که کنجکاو میشین تا برگردین و یه نگاهی هم به پشت سر خودتون بندازین.

امیدوارم که اگه شما هم برای خودتون کوهی درست کردین، اون کوه فقط یه کوه ساده باشه و خیال آتشفشانی شدن به سرش نزنه.

در این میان دری رو می بینم که منو از این سرزمین سوزان بیرون می بره. البته اون در با گذشت زمان کوچک و کوچک تر میشه و اگه دیر بجنبم، دیگه نمی تونم ازش رد بشم.

اگه بخوام مسیری رو که رفتم برگردم تا به اون در برسم، باید از این کوه که در حال بزرگ تر و آتشفشانی شدنه بگذرم و هرچه کوه بزرگ تر باشه، راه برگشت دشوارتره. پس مشکل من با گذشت زمان دو دلیل داره، اولیش اینکه کوه بزرگ تر میشه، دومیش هم اینکه در کوچک تر میشه.

ای کاش تو این موقعیت یکی پیدا بشه و ازم قدر مطلق بگیره تا همه ی منفی های وجودم بی اثر بشن.

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
زینب

سلام. چرا اینقدر ناامید؟! می دونید خوبی قضیه چیه؟ این که لازم نیست شما به عقب و به سمت کوه برگردید و از اون در کوچیک رد بشید. راه شما به سمت جلوست. باید به جلو پیش برید. پس هر چه قدر هم در گذشته اشتباه کرده باشید یک راه وسیع در پیش روتون قرار داره. این ناامیدیه که باعث می شه شما بخواهید برگردید و از اون در رد بشید. [گل]