چه باید کرد؟

صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر

ولی از این دو دردناک تر آن است که

ندانی باید صبر کرد یا فراموش

?؟

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طنین سکوت

اگه توکل کنیم به خدا ، شاید خیلی چیزا درس شه ... گاهی هم <با بی توجهی > خیلی چیزا حل می شه ... مشکل ما اینه که گاهی می خوام عمق و ریشه ی همه چیزو تجربه کنیم شاید خیلی جاها احتیاج نباشه که برای پذیرفتن چیزی منطق بیاریم ... و هر جایی هم جالب نیست که با منطق ریاضی به درک حقایق پرداخت ..باید دید ، شنید و پذیرفت ... بدون درگیر شدن با فلسفه اش ...شاید به نفعمون باشه که گاهی خیلی آروم از کنار بعضی چیزا بگذریم ....اگر حلش یا درکش یا پذیرفتنش بیش از اندازه ازمون انرژی می گیره ... گاهی باید با چشمان باز نگاه کرد و وسعت نگاه رو افزایش داد تا مسائل (یعنی قابل حلند ، مشکل نیستند!)رو کوچک کنیم تو نگاهمون ، و به عمق نپرداخت . امیدوارم یکم خوش بینانه تر و خوشحال تر به زندگی بپردازین ... به چندتا پست آخر یک نگاه دوباره بندازین ...مجهول و غمگینن ... پیشنهاد می کنم که چند تا مقاله راجع به شادی و تاثیرش تو ذهن آدم بخونید و یا شهادت آبو دوباره ببینید ... فرصت ها دارن از دست می رن ... سخت نگیرین ... [فرشته][گل]

مجید

هیچکدوم باید بری جلو همه ضایعش کنی و بری سراغ یکی دیگه رحم کردن یعنی ظلم کردن به خودت

علی

مگه می شه یهو فراموش کرد. به نظر من فقط می شه صبر کرد تا شاید یه کم بهتر شه...

دوست

خوب خدا رو شکر که لااقل میدونین باید صبر یا فراموش کرد. این خیلی خوبه. خیلیا نه می تونن صبر کنن نه توانایی فراموش کردنش رو دارن و این خیلی خیلی دردناک تره. یه بار دیگه به نوشته ها و شعراتون سر بزنین شاید جوابی که میخواین اونجا باشه. [لبخند]

سليمه

خب من بعد از چندين و چند سال به اين نتيجه رسيدم كه گاهي وقتا بايد تو زندگي ريسك بكنيم. به اين هم فكر كنين.

سليمه

نه. معلومه كه نمي‌دونم. از كجا بايد بدونم؟؟؟ بعضي آدما هميشه نگرانن. نگران آينده. اين باعث ميشه كه هيچ وقت جرئت ريسك كردن نداشته باشن. حالا اگه احتمال بدن كه در صورت انجام كاري احتمالش خيلي كمه كه موفق بشن و به چيزي كه ميخوان برسن، ديگه بدتر. حرف من اينه كه نبايد بذاريم ترس از اشتباه باعث بشه از تصميماتي كه مي‌گيريم و خيلي تو زندگي‌هامون مهمن، دست بكشيم. اينجاست كه نقش توكل خيلي پررنگ ميشه.

دوست

شعرایی که توی وبلاگ گذاشتین این رو نشون میده که بیشتره جا ها صبر کردین انتظار کشیدین نمیدونم که این صبر توی اون موقعیت مفید بوده یا نه. اگه موقعیت مشابه با الانتوتنه خوب ببنید اون موقع از صبر نتیجه ای گرفتین یا نه. جون نمیدونم توی چه موقعیتی این شعرا رو گفتین نمیتونم چیزی بگم.

مجمد جواد

چرا صبر کردن دردناکه؟ و چرا فراموش کردن دردناک تر؟ اصولا، به نظرم فراموش كردن "براي هميشه" يا "به طور كامل" امكان نداره... چيزي كه ممكنه؛ اينه كه اون موضوعي كه ميخواي فراموشش كني رو بپذيري و باهاش كنار بياي،شايد اين چيزيه كه خيلي ها بهش ميگن فراموش كردن (شايدهم منظورم اينه كه با فراموش كردنش كنار ميان، يعني به خودشون ميگن بايد فراموش كنن ولي بالاخره فراموش كردن "قطعي" غيرممكنه)، و اگه از يه زاويه ي ديگه بهش نگاه كني ميشه همين رو به عنوان روشي براي صبر كردن هم مطرح كرد!!!؟؟؟ [نیشخند]

فرهاد

سلام منو که می شناسی ؟ پسر عموی جواد یه بارم باهاش اومده بودم خابگاه . قشنگ بود تونستی یه سر بیا وبلاگم خوشحال می شم با حق[گاوچران]

کاظم

به صبر کوش و بر تجربه بیفزا