این مطلب رو فقط به دو دلیل می‌ذارم. دلیل مهم و اصلیش اینه که بگم:

حامد! خیلی باحالی! خیلی دوستت دارم!

بری سربازی با کی حرف بزنم؟

حامد!

/ 7 نظر / 17 بازدید
سلیمه

آخی! دوری از بهترین دوست همیشه خیلی سخته. اما شما تواناییشو دارین...

حامدشاه

گاهی اوقات گفتن بعضی حرفها خیلی برام سخت میشه . منم دوستت دارم .دلم برات تنگ میشه. همین الانم تنگه.اصلا می دونی ذوقی چونان ندارد بی دوست (مجید) زندگانی

برمی گرده دیگه توی یک چشم به هم زدن فکرشم نمیکنی زمان خیلی زود می گذره و دلیل دومش که این پست رو گذاشتی؟

بالاخره دلیل دوم چیه؟پس چرا مطرح کردید من الان کنجکاو شدم لطفاَ بگید یعنی شانش خیلی بییشتر از اینهاست یا کمتر؟ حدس میزنم دوتا مطلب به هم ربط داره

((شأنش خیلی خیلی کمتر از این حرفاست. اونقدر کم که به اعتقاد من گفتنش توهین به شخصیت اصلی این متنه) (دلیل دوم شأنش در این حد نبود که بیان بشه. این مطلب در هر صورت نوشته می شد. دلیل دوم فقط زمانش رو عقب جلو کرد.) اینا جنلاتی ان که در جواب به نظرات دوستات نوشتی در مورد حامد که هدف اول و اصلی این متنه حرفی نیست اما 1 سوال به نظرت حالا که مورد دوم شان و ارزشش در برابر مورد اول اینقدر کمه که گفتنش ارزش حامدو کم می کنه بهتر نبود که اصلا حرفی ازش نمی زدی و بهش اشاره نمی کردی ؟نمی دونم مورد دوم 1 انسانه یا نه اما اگه انسانه به نظدم اینقدر ارزش داشته که اسمشو کنار اسم حامد آوردی هر چند حامد برای تو یک چیز دیگس اما ارزش مورد دوم رو هم نمی شه نادیده گرفت

نمی دونم شاید از نگاه و موقعیت خودم به قضیه ی تو و حامد نگاه کردم اخه می دونی با اینکه گفتن و حتی فک کردن بهش سخته اما باید قبول کنیم که همه زندگی حامد تو و ((ف)) من نیست درسته که نقش و جلوه اونا برجسته تره اما خواه نا خواه کسای دیگری هم هستن که درگیرشونیم یا در قبال اونها وظایفی و یا شاید تعهدی داریم نمی دونم چرا فکر می کردم اون باید یک آدم باشه به هر حال قبل از خوندن این پست تو فکر می کردم فقط خودمم که همچین نظری نسبت به دوستم دارم و غافل بودم ازینکه در نزدیکی من کسی هست که این موضوع مشغولشون کرده باشه خوشحالم که حالمو می فهمی

88

راستی در جوابم نوشته بودی حامد برات هدف بزرگیه می شه بیشتر توضیح بدی که منظورت چیه