فال

نیتی کردم و فالی در پی اش زیبا گرفتم/ لیک ازین فالها زیاد دیدم و عبرت نگرفتم

/ 8 نظر / 23 بازدید
گلناز سراجی

اما هرگز صلیب قلب بزرگت را در سینه ی بلورین ، تنها نیافتی . اما یک دم در آبگینه ی دستت نگاه کن پیداست ، تصویر یک صلیب در پشت یک حصار بلورین . بنگر ، مسیح - فرزند نا امید خدا - را مصلوب یک امید دروغین : - جاوید زیستن - اما یک دم در آبگینه ی دنیا نگاه کن پیداست ، اندام زرد آدمیان ، بر صلیب ها آنان صلیب های امید دروغ را با میخ آرزوی خود ، بر پای داشتند . اما در شانه های خویشتن ، احساس می کنند ، رود خروشناک تپش های مرگ را . اما یک دم در آبگینه ی دستت نگاه کن پیداست ، تصویر یک صلیب در پشت یک حصار بلورین ، شاید مسیح - فرزند نا امید خدا - را مصلوب یک امید دروغین نیافتی . اما مسیح - سرگشته ی امید دروغین - از آسمان به سوی زمین باز گشته است ! اما در باغ جتسه مانی در پهنه ی زمین مردم درنگ تلخ شب انتظار را در نبض خواب خویش فراموش کرده اند ، دیگر امید معجزه یی نیست . اما صلیب قلب بزرگ ما با زخم میخ ها در پشت یک حصار بلورین ، در انتظار ...

اردشیر

[لبخند] با اجازه لینکت کردم برادر

سليمه

من يه سؤال مهم دارم. چرا آي پي همه‌ي نظرات شما تو وبلاگ من يكيه؟ از چه تكنولوژي‌اي استفاده مي كنين؟

سليمه

بله. خودم متوجه شدم. خدا پدر مسئول مركز رايانه‌ي دانشگاه فردوسي را بيامرزد!!!

سليمه

مادران مسئول چي؟ اونا كه خيلي بيشتر زحمت مي كشن؟

سليمه

خب اشتباه مي كنن ديگه. شايد قديما ميشد يه همچين حرفي زد. ولي حالا نه. مامان بدبخت هم بايد مثل باباي بدبخت بيرون خونه كار كنه. منتها علاوه بر اون توي خونه هم. از صبح تا شب. بدون استراحت. آخر هم ميگن خدا پدرشو بيامرزه...

فرحان

سلام من که یه روزه خوش ندیدم تو این دنیا حالا ببینیم چی میشه

zar zar

چد بگم