بیکاری ---> موسیقی

امتحان های دانشگاه از هفدهم شروع شده و تا سی خرداد ادامه داره؛ اما من فقط دو تا امتحان دارم. یکی بیست و ششم و اون یکی هم سی ام. یه هفته که فرجه ها بود و درس و مخش نداشتم، بازه ی امتحان ها هم که تقریبا خالیه و همین باعث شده که حسابی احساس بیکاری کنم. به هر حال ترم آخری گفتن... نباید مثل ترمکی ها شیش هفت تا امتحان داشته باشم که... البته من این اواخر حسابی وا رفتم... یعنی خیلی دودره باز شدم. اگه مثل بقیه، کلی امتحان می داشتم، احتمالا این ترم هم مثل ترم چهار مشروط می شدم(*)

دیروز نشستم پای اینترنت و کلی نت دانلود کردم. از دوتاشون خیلی خوشم اومد. اولیش «پت و مت» بود دومیش هم «یار دبستانی من». دوستان می گن اجرای این آهنگ دومیه تو جشن، مشکل داره چون خیلی محبوبه و به احتمال 97.84 (**) درصد همه ی حضار همخوانی می کنن و تو شرایط فعلی کلی معنا می تونه داشته باشه. برای همین بر خلاف میل باطنیم بی خیالش میشم.

همین مسئله ی جشن باعث شده که خیلی هم بیکار نباشم. آخه باید تمرین کنم. یه روز باید برم کانون موسیقی و یکی از سالن های سوله رو برای تمرین با مصطفی رزرو کنم. مصطفی قراره تو جشن پیانو بزنه پس باید با هم هماهنگ باشیم.

اگه موسیقی نبود نمی دونستم وقتی بیکار میشم چکار باید بکنم.

_____________________________________________________________________

* ترم چهار قصد مشروط شدن کردم که دلیلش مشغله ی زیادی بود که با فیس بوک داشتم. دهن سرویس اصلا مهلت نمی داد. همش یکی میومد رکورد منو میزد. شب امتحان هم کوتاه نمی اومد. خلاصه اون ترم با معدل 18.5 شاگرد اول شدم.

** این عدد کاملا درسته. خودم حسابش کردم.

/ 2 نظر / 10 بازدید
اردشیر

ترم چهارت باید تو تاریخ دانشگاه فردوسی ثبت بشه!!! اگه ادعای پیامبری می کردی، من ترم چهارت رو به عنوان یک معجزه می پذیرفتم و بهت ایمان می آوردم من فکر نمی کنم اجرای یار دبستانی زیاد اشکال داشته باشه. سابقه داشته توی جشن های سال های قبل پخش شده و مشکلی پیش نیومده کاش منم موسیقی بلد بودم

سلیمه

«قصد مشروط شدن»تون خیلی باحال بود. این جوریشو ندیده بودم تا حالا! راستی جشنتون هنوز ششم تیره؟