جالب‌های من

در عرض این یکی دو هفته اتفاقات جالبی برام افتاد:

  • تا حالا دقت نکرده بودم که منظره‌ی اتاقم اینقدر زیباست. حامد باعث شد دقت کنم.

  • دو تا ارائه برای درس شناسایی آماری الگو آماده کردم. این به خودی خود جالب نیست. قسمت جالب قضیه آنجاست که وقتی به نویسنده‌ی یکی از مقاله‌ها ایمیل زدم و درخواست کد کردم، 24 ساعت نشد که جواب داد. کدها را ضمیمه کرده بود. توضیحاتی را هم در مورد نحوه‌ی تنظیم پارامترها و اجرای کدها نوشته بود. او دکتر تامر از رژیم اشغالگر قدس بود.
  • استاد یکی از درس‌ها، موقع تحویل گرفتن همان دو تا ارائه، رفتاری از خود نشان داد که ما حتی در مهد کودک هم شاهدش نبودیم. آنچنان درس اخلاقی از او گرفتم که حتی سعدی هم از بی‌ادبان نگرفته بود.
  • در تمام مدت تحویل ارائه‌ها، اگر صد مورد از رفتارهای استاد باعث ناراحتی من شد، یک مورد مرا خوشحال کرد: استاد نام مرا همان‌طور که دوست می‌دارم تایپ کرد، Yaghouti.
  • در تمرین امروز ارکستر، استادم و سرپرست ارکستر1 خواست که در جایگاه مایسر2 ویولن دوم بنشینم. چیزی که اصلا حق من نیست حتی برای یک جلسه تمرین.
-------------------------------
[1] صمد برقی
[2] سرگروه
/ 4 نظر / 17 بازدید
از نگاه من

3. Congratulations

چه قشنگه[پلک]

سلیمه

چقد خوبه که موسیقی رو ول نکردین. امیدوارم یه روز تو ارکسترهای بزرگتر ببینمتون.

اگر اين پنجره ها باز شود آسمان آبي به درون مي آيد و من از هر ابري تكه اي بردارم پر قو ،‌پر غاز ،‌پر مرغ دريا خانه اي خواهم ساخت از سپيدي ، پاكي سقف آن مهتاب است پنجره ها از نور پرده ها از گل ياس فرش از مهر ، رنگ از شور همه اسباب از عشق و هوايي از تو نمی دونم چرا این شعر به ذهنم رسید فکر کنم منظره ی پنجره ی اتاق تو باعث شد. تو خودت از بهترین هایی و لایق داشتن بهترین ها . درسته که چاخانم [نیشخند]ولی چاخان نمی کنم. به امید اینکه یه روز بشی رهبر ارکستر اونوقت به من یه بلیت رایگان بدی . ای چه کیفی داره کنسرت مفته [نیشخند]