تغییر

چند وقتیه که احساس می‌کنم خیلی عوض شدم. اخیرا متوجه شدم که می‌تونم از بعضی از آدم‌های اطرافم متنفر باشم تا جایی که نخوام حتی برای لحظه‌ای ببینمشون. همین مسئله باعث شده رفتارم با بقیه هم فرق کنه. تو دو ماه گذشته، خیلی پاچه گرفتم. کافی بود احساس کنم یکی می‌خواد باهام صمیمی بشه، بدجوری می‌زدم تو ذوقش؛ دست خودم نبود و هر بار پشیمون می‌شدم و عذرخواهی می‌کردم اما باز تکرارش می‌کردم. خوب می دونم باعث و بانیش کیه؛ خدا ازش نگذره.

گاهی اوقات آدم تو موقعیتی قرار می‌گیره که به هر دلیلی نمی‌تونه تصمیم‌گیری کنه. نمونه‌اش برای من، چند وقت پیش بود. به شخصه در این جور مواقع به همه چیز «نه» می‌گم در حالی که در شرایط عادی ممکنه جواب «آره» باشه.

تا حالا چند بار شده که به خاطر حرف و قول دیگران، برنامه‌ریزی کردم و فرصت‌های خوب دیگه رو کنار گذاشتم اما در نهایت چیزی جز شناخت آدم‌های بی‌معرفت اطرافم بدست نیاوردم. بیشتر از همه دلم از این پره که به خاطر چه آدم‌های کوچیک و بی‌ارزشی اون فرصت‌های بزرگ رو کنار گذاشتم.

تا امروز من از اون آدم‌هایی بودم که حاضرن خودشونو کوچیک کنن اما دوست‌های خوبشونو از دست ندن، اما از امروز عوض شدم. از این به بعد باید اون دوست، خیلی برام عزیز یا محترم باشه که خودمو برای از دست ندادنش کوچیک کنم.

همیشه می‌گن تغییر سخته اما نمی‌دونم چرا من این سختی رو احساس نمی‌کنم! شاید دلیلش این باشه که این تغییرات به اختیار خودم نیست و شرایط داره منو به این سمت می‌بره که کم‌کم تغییر کنم. هر چی هست، دید خوبی نسبت بهشون دارم.

/ 5 نظر / 2 بازدید
1313

واسه هرکی ام نخوای خودتو کوچیک کنی واسه ما یکی جوجی داداش! :پی بچه تو چقدر داغونی ها! اومدم مشهد باید یه حالی ازت بپرسم اساسی :دی

سلیمه

این چیزایی که گفتین، خیلی شایعه. طبیعیه که وقتی آدم یه چیزایی مثل همین مساله هایی که تو این پست گفتین (و اونایی که نگفتین) واسش پیش میاد، یه چنین حالاتی بهش دست بده. تنفر یکی از همون نتایجه که البته تو پست قبلی راجع بهش نوشتین. گیجی، لختی، بدخلقی، بی تفاوت شدن نسبت به اون چیزایی که قبلا به عنوان ارزش ها می شناختی، اینا همه عوارض جانبی حوادث مهم تو زندگیه. مخصوصا اگه این اتفاقات جنبه های عاطفی وجود آدم رو تحت تاثیر قرار بده. ... با همه ی این تفاسیر من هیچ توصیه ای نمی کنم!

ادما زمانی شیفته تغییر میشن که چیزی ازارشون بده و از حالشون ناراضی باشن و مسلما با این تغییر به سطح بالاتری دست پیدا میکنن. مثل همین گل.. غنچه ای که با تغییر یه گل ناز میشه. اگر تغییر برای تو با تکامل و رشد همراه بوده باید بگم که عالیه و قابل تحسین.

محمد جواد

عوض شدن خیلی خوبه مجید... هر آدمی تو هر سنی و تو هر شرایطی و هر لحظه ای، چیزهایی رو از هرکسی مبینیه و میشنوه که روش هر تاثیری ممکنه بگذاره و میگذاره و عوض میشه.. هر آدمی تو هر لحظه ای چیز جدیدی یاد میگیره فقط یادت باشه مجید عوض بشو، ولی عوضی نشو!!!! همیشه برای آدما امکان اشتباه رو در نظر بگیر همیشه به دیگران فرصت اشتباه رو بده همیشه از اشتباه دیگران بدترین نتیجه رو نگیر چون آدمند و قابل ترحم... چون اشتباه هم می کنند.. (این مطلب به دو پست آخرِت مربوط میشه)

سلیمه

هعععععی... بسوزه پدر تجربه...