آرزوهای من

همه چی داشت به بدترین شکل ممکن پیش می‌رفت تا اینکه...


از اول ماه رمضون حال و هوای دیگهای داشتم. آدم خوبی شده بودم، شاید هم خوب آدم شده بودم. از همون موقع تصمیممو گرفته بودم. میخواستم کاری کنم که خدا نتونه بهم نه بگه. البته این کار ممکن نبود اما میخواستم تا جایی که ممکنه احتمالشو پایین بیارم.

یه آرزوی بزرگ، یه آرزوی نیمه بزرگ، یه آرزوی یک چهارم بزرگ و چند تا آرزوی کوچکتر از یک چهارم بزرگ داشتم. تصمیم گرفتم هر طوری شده همهی شبهای قدر رو برم حرم تا هم نائب الزیارهی یه نفری که (خیلی وقت پیش) بهش قول داده بودم باشم و هم اینکه شاید تو اون حال و هوا، اون احتمالی که گفتم رو پایین بیارم.

به خواست خدا موفق شدم و تصمیممو عملی کردم. شب آخر که شب جمعه بود، تصمیم گرفتم آرزوی نیمه بزرگمو فدای آرزوی بزرگم کنم و علاوه بر چیزهایی که دو شب قبل از خدا خواسته بودم و خیلی امیدوار بودم به برآورده شدنشون، از خدا خواستم که جمعه یه هدیه‌ی خوب برای تولدم بهم بده. این اولین باری بود که از خدا میخواستم بهم هدیه‌ی تولد بده. خودم میدونستم بهترین هدیهای که امسال برای تولدم میتونم بگیرم چیه و همش آرزو میکردم همونو از خدا بگیرم.

جمعه خیلی منتظر موندم اما خبری نبود که نبود. حسابی داشتم ناامید میشدم. گفتم شاید کادوپیچ کردنش طول کشیده یا... شنبه رو هم صبر کردم تا اینکه به یکشنبه رسیدم اما... تو این دو روز صبر کردنم دو تا از آرزوهام که بیشتر مربوط به این دنیا می‌شد به باد رفت و دیگه مطمئن شدم که اون هدیه خوبه رو نخواهم گرفت.

خلاصه اینکه روز جمعه داشت به بدترین روز تولدی که تاحالا داشتم تبدیل میشد، و در واقع هم شد اما الآن برام مهم نیست چون روز یکشنبه...

یکشنبه متوجه شدم که خدا هم یکی از آرزوهامو فدای اون یکی کرده و آرزوی بزرگم همچنان فرصت برآورده شدن داره... هرچند یک، دو یا سه سال زمان لازم داره اما من راضیم و امیدوار...

جملهی قصار درپیت: رسیدن به انسانیت خیلی ارزشمندتر اینه که حتی یه عمر براش صبر و تلاش کنی. حتی اگه نرسی، تلاشی که کردی ارزشمنده...

/ 3 نظر / 10 بازدید
نعيم احمدي

سلام من به وبلاگت ميومدم ولي نظر نمي دادم بعد فكر كردم كه كارم درست نيست هم بايد تشويق كنم هم تنبيه و ... ولي مطالبت خيلي نزديك و صميمي و پختست با قدرت ادامه بده رفيق بر قرار باشي و سبز.آديوس آميگو

عبدالله

دلت رو ساده نگیر ساده دست هیچکی نده خیلی بااحساس هستی هیچکی هنوز بهت به خود واقعیت نزدیک نشده می دونی چرا چون خودت هنوز خودت نشناختی

طنین سکوت

اگر احساسو از زندگی حذف کنید چی میشه ؟ راحت می شید یا ... جایگزینشو چی می ذارین ؟