شکایت از خدا به خدا

مرگ

چرا؟

مگه چیکار کرده بود؟

چرا اینطوری داری امتحانش می کنی؟

مگه آدم درستکاری نبود؟

بد اخلاق بود یا کارهای بد زیادی می کرد؟

چرا تا آخر ترم صبر نکردی؟

نگفتی از درسش می مونه؟

نگفتی چطور باید تحمل کنه؟

نگفتی تو این شهر غریبه؟

نگفتی بدجوری تو حسرت آخرین حرفایی که باهاش زده می مونه؟

چرا نذاشتی یه بار دیگه سیر ببیندش؟

چرا؟

/ 8 نظر / 3 بازدید
محمد

من مانده ام مهجور از او، دل خسته و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود [گریه][ناراحت]

سليمه

چرا نذاشتی یه بار دیگه سیر ببیندش؟ ... واقعا چرا؟

مجید

الان چیه این ؟ چه خبره مگه ؟ من بیشتر از تو سوال دارم هدفت از این مطلب چی بوده ؟

اردشير

مجيد جان نگرانم كردي! اتفاقي افتاده؟

فرزاد

سلام خوشحالم ! من خودم پیانو میزنم . اگه تونستید نت این آهنگی رو که توی وبلاگتون گذاشتید پیدا کنید خیلی ممنون میشم . در ضمن لطف کنین توی لینک ها آدرس qommc.blogfa.com را به qommc.ir تغییر بدید . منتظرتون هستم . موفق باشید

سليمه

متأسفم. واقعا متأسفم. مرگ آدما هميشه آدمو متأسف مي‌كنه. حتي اگه طرفو نشناسي.

اردشیر

از طرف من بهش تسلیت بگو مجید جان. شماره ای ازش ندارم...

nafise

از دو جنبه می شه این دل نوشته رو تحلیل کرد 1- ادبی.. 2- ـ آمار گیری! جنبه ی اولش که میشه گفت یه کار جدیده و کارای جدید همیشه قشنگن.. جنبه ی دومشم که... [سوال]