کمک

احساس خوبی ندارم.

شاید تو بتونی بهم کمک کنی...

از عید به این طرف خیلی اتفاق خوب برام افتاده. اگه اونا نبودن احتمالا تا الآن...

آه...

صدایم کن صدایم کن / صدایم کن که در تنهایی خویشم

رهایم کن رهایم کن / رهایم کن از این افکار که دارم غرق آن میشم

/ 7 نظر / 18 بازدید
سليمه

خيلي كلي گفتين. فكر نكنم اينجوري كاري از دست كسي بربياد!

مهدی

حالا اگه یکی صدات کنه چه جوری می شنوی!!! بهتر بگی بنویس اینجوری: بنویس بر یاس کبود بنویس بر باور رود بنویس از من بنویس بنویس عاشق یکی بود...

سلیمه

در جهت کمک به پسرعمو: «بنویس بر یاس سپید بنویس از عشق و امید بنویس دیوانه ی تو به خود از عشق تو رسید بنویس بنویس بنویس... »

سلیمه

در ضمن باید می گفتین: «وات نه ولت! فرقشو فقط استاد مدار میدونه». رجوع شود به آلت اف نه!

سلیمه

آره واقعا! من یکی خیلی دلم خوشه. [گریه]

...

جز خدا كيست كه در سايه مهرش بخيزيم رحمت اوست كه هر لحظه پناه من و توست