مجید یاقوتی
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      زندگی من (اتفاقات و خاطرات)
از نقش من تا باور تو نویسنده: مجید یاقوتی - شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٧

گام‌هایش استوار بود و راهش درست می‌نمود. راهی که هیچ بی‌راهه نداشت. راهی که حتی یک دوراهی هم نداشت. راهی که راه‌های دیگر، از ابتدا و انتهایش آغاز می‌شدند.

و اما گام‌هایی که قصد برگشتن نداشت چون که راه را نه فقط می‌دید که حس هم می‌کرد.

راه من در چشم من نقش نگاره می‌زند / جان خسته‌ی مرا بی هیچ نشانه می‌زند

گام‌های خسته‌ام رهرو پیوسته‌ی اوست / آتش پایان او از من زبانه می‌زند

و اینک او مانده بود در پشت سکوتی که هرگز به بلندای آن صدایی را نه شنیده و نه سنگینی‌اش را حس کرده بود. تنها خودش بود و نه کسی دیگر که شاید باری از دوشش بردارد. نه نقشی و نه ظاهری غیر از خود داشت. خودش بود و خودش.

در صدایم بی‌صدایی می‌رود / کز درونش سوز و غوغایی به پاست

نقش من پیوسته و یکسان است / که ز هر رنگی و تغییری جداست

راهش از جنس یک باور بود. تا جایی که آن باور بود، راهش ادامه داشت. و اما آن باور... آن باور، نه درون او که در جایی دگر بود. او فقط منشا آن باور بود.

اما زمان... این زمان بی‌طرف و بی‌هدف... به نظاره نشسته است تا سرانجامی را که مدت‌هاست انتظارش را می‌کشد، از دست ندهد...

و اما نقش تو، باور تو...

  نظرات ()
مطالب اخیر وبسایت شخصی پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۱٠ چهارشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٦ خودخواهی پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/٤ فاصله از مرکز قسمت نبود... ریز می‌بینمت! پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٧ فاصله
دوستان من آرزوی آرزو ارکستر صبا فعلا بی‌نام دفتر زندگی من Alt+F9 سطرها و حرف‌ها خوشکده حرفی تازه چشم امید، انتظار و خاطره از نگاه من Agir Law خچاو راه پیشِ رو راز ماه نامه هایی که هرگز خوانده نمی شوند درست پیش از پریدن پروانه ها This Is The First !!! من خودم ساروی ریکا!!! هارمونی خیال کلوپ موسیقی قم سایت تخصصی ویولن بزرگترین آرشیو نت موسیقی بزرگترین وبلاگ تخصصی ویولن بانک دانلود کتابهای الکترونیکی مرجع دانلود کتابهای الکترونیکی جزوات رشته مهندسی نرم افزار دانلود رایگان کتاب‌های صوتی پرتال زیگور طراح قالب