مجید یاقوتی
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      زندگی من (اتفاقات و خاطرات)
شکایت از خدا به خدا نویسنده: مجید یاقوتی - جمعه ۱۳۸۸/٩/٢٠

مرگ

چرا؟

مگه چیکار کرده بود؟

چرا اینطوری داری امتحانش می کنی؟

مگه آدم درستکاری نبود؟

بد اخلاق بود یا کارهای بد زیادی می کرد؟

چرا تا آخر ترم صبر نکردی؟

نگفتی از درسش می مونه؟

نگفتی چطور باید تحمل کنه؟

نگفتی تو این شهر غریبه؟

نگفتی بدجوری تو حسرت آخرین حرفایی که باهاش زده می مونه؟

چرا نذاشتی یه بار دیگه سیر ببیندش؟

چرا؟

  نظرات ()
مطالب اخیر پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/٤ فاصله از مرکز قسمت نبود... ریز می‌بینمت! پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٧ فاصله شروع دوباره معرفت دوشنبه ۱۳٩۱/٩/٢٧ روزهای ناراحتی
دوستان من آرزوی آرزو ارکستر صبا فعلا بی‌نام دفتر زندگی من Alt+F9 سطرها و حرف‌ها خوشکده حرفی تازه چشم امید، انتظار و خاطره از نگاه من Agir Law خچاو راه پیشِ رو راز ماه نامه هایی که هرگز خوانده نمی شوند درست پیش از پریدن پروانه ها This Is The First !!! من خودم ساروی ریکا!!! هارمونی خیال کلوپ موسیقی قم سایت تخصصی ویولن بزرگترین آرشیو نت موسیقی بزرگترین وبلاگ تخصصی ویولن بانک دانلود کتابهای الکترونیکی مرجع دانلود کتابهای الکترونیکی جزوات رشته مهندسی نرم افزار دانلود رایگان کتاب‌های صوتی ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب