مجید یاقوتی
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      زندگی من (اتفاقات و خاطرات)
امید دوباره نویسنده: مجید یاقوتی - یکشنبه ۱۳۸۸/٥/۱۱

 

امید

بالاخره پس از مدت ها احساس خوبی دارم. دیگه کارم به جایی رسیده بود که بعد از چند ماه دوباره شنیدم که مسعود ان دی پی بهم گفت: «شنگول شدی!؟». وقتی اینو گفت، با خودم گفتم: «چه جمله ی غریبی! قبلاها تقریبا هر وقت منو میدید اینو می گفت».

هنوز با گذشته ها خیلی فاصله دارم ولی باز هم غنیمته. ارتباطم با دوست قدیمیم بیشتر شده. هر روز با هم پینگ پنگ بازی می کنیم. با همدیگه در مورد دانشگاه و زندگی و مسائل مختلف صحبت می کنیم. من از صحبت کردن با آدمایی شبیه حامد خیلی لذت می برم. خیلی صبوره. در مورد هر موضوعی، یه چیزی داره که بگه. زبان انگلیسیش خیلی خوبه. از همدیگه لغات و اصطلاحات رو می پرسیم. در کل خیلی خوبه. گاهی اوقات یادمون میره که زمان تندوتند داره میگذره و وقتی متوجه می شیم که ساعت ١ شبه. دوست خوب یعنی این. یعنی کسی که وقتی باهاشی زمان رو فراموش کنی.

جاتون خالی پنجشنبه رفتم نمایشگاه عکس تو نگارخونه ی سروش. تعدادی تابلوی زیبای نقاشی رو دیدم. موضوع نمایشگاه فضای بسته و خفقانیه که تو شهر مشهد در مورد هنر وجود داره. کل فضای نگارخونه رو با ۶ تا فانوس روشن کرده بودن که فضای تاریک هنر تو مشهد رو نشون بده. در پایان مراسم هم استاد ویولنم با تعدادی از ویولنیست های دیگه ی شهر، آهنگ بهار ویوالدی رو اجرا کردن که واقعا زیبا بود. ای کاش چندتا عکس هم میگرفتم...

  نظرات ()
مطالب اخیر وبسایت شخصی پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۱٠ چهارشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٦ خودخواهی پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/٤ فاصله از مرکز قسمت نبود... ریز می‌بینمت! پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٧ فاصله
دوستان من آرزوی آرزو ارکستر صبا فعلا بی‌نام دفتر زندگی من Alt+F9 سطرها و حرف‌ها خوشکده حرفی تازه چشم امید، انتظار و خاطره از نگاه من Agir Law خچاو راه پیشِ رو راز ماه نامه هایی که هرگز خوانده نمی شوند درست پیش از پریدن پروانه ها This Is The First !!! من خودم ساروی ریکا!!! هارمونی خیال کلوپ موسیقی قم سایت تخصصی ویولن بزرگترین آرشیو نت موسیقی بزرگترین وبلاگ تخصصی ویولن بانک دانلود کتابهای الکترونیکی مرجع دانلود کتابهای الکترونیکی جزوات رشته مهندسی نرم افزار دانلود رایگان کتاب‌های صوتی پرتال زیگور طراح قالب