مجید یاقوتی
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      زندگی من (اتفاقات و خاطرات)
  نویسنده: مجید یاقوتی - دوشنبه ۱۳٩۱/٩/٢٧

الف)

سه‌شنبه‌ی گذشته عمو محمد۱ از پیش ما رفت. تاحالا در جریان تمام مراسم مربوط به تشییع جنازه نبودم. این اولین بارم بود. از سردخونه گرفته تا غسّال‌خونه و حرم و نماز خوندن و نهایتا بدترین قسمتش که گذاشتن توی قبر و خاک ریختنه. حالا بماند لحظه‌ی مرگ که پسرعمه‌ام شاهدش بوده. شاهد مرگ پدر!

حال آدم بدجوری گرفته می‌شه. خدا رحمتش کنه.

ب)

گاهی اوقات فکر می‌کنم فلانی خیلی آدم خوبیه. اون هم همین فکر رو در مورد من۲ می‌کنه. اما همچنان نمی‌تونم از یک حدی بیشتر بهش نزدیک بشم. شاید علتش تفاوت معنی خوب بودن در افکارمون باشه که در این صورت باید در فرض اولیه تجدید نظر کنیم. یعنی یا من اشتباه فکر می‌کنم یا اون یا هر دو.

پ)

بعضی وقت‌ها محبت آدم سرریز می‌شه. یعنی همش می‌خوای به یکی خوبی کنی اما یا فرصتش پیش نمی‌یاد یا شخصش. به شخصه در اینجور مواقع ناراحت یا حتی عصبانی می‌شم. شما طور؟

ت)

تو الگوریتم‌های تکاملی مثل انجماد شبیه‌سازی شده یا اجتماع پرندگان و... وقتی برازندگی بعضی از ذرات از یک حدی بهتر نمی‌شه، اون‌ها رو با ذرات جدید جایگزین می‌کنن. این الگوریتم‌ها از طبیعت الهام گرفته شدن. به نظرم ما هم توی زندگی‌ها و روابطمون باید بیشتر به طبیعت توجه کنیم.

ث)

واسه بعضی کارها، خیلی بهتر از اینی که هستم باید باشم. اون وقته که جرات و جسارت انجامشون رو پیدا می‌کنم. پس پیش به سوی بهتر شدن و موفقیت.

 

_______________________

[۱] رک مطلب قبلی.

[۲] منظورم منِ نوعی است.

  نظرات ()
روزهای ناراحتی نویسنده: مجید یاقوتی - چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/۱

پیشرفت همیشه خوب نیست...
مخصوصا وقتی سرطان کبد عمو محمد پیشرفت کرده باشه.

 

خیلی ناراحتم... به خاطر این اتفاق بد که هیچ کی نمی‌تونه جلوشو بگیره.

ناراحتم... اول به خاطر پسر عمه‌ام که هم سن منه. بعدش به خاطر دو تا پسر عمه‌ی دیگه‌ام و البته خود عمه‌ام؛ آخه دیگه دکترا شوهر عمه‌ام (ما عمو محمد صداش می‌کنیم) رو جواب کردن.

 

بهترین خاطرات کودکی ما رو عمو محمد ساخت...

 

 

 

_____________________________

پ‌ن: بچه که بودیم، تابستون‌ها، هر هفته چند تا خانواده با هم می‌رفتیم کوه و دشت و... عمو محمد جاهای بکر رو خیلی خوب بلد بود. از 12 سالگی به بعد، اون بیرون رفتن‌ها ادامه پیدا نکرد و از همون موقع تا الآن، حتی یکبار هم نشد جایی بریم که مثل قدیما قشنگ و خوش آب و هوا باشه و خوش بگذره. عمو محمد متخصص شناسایی مناطق بکر بود. براش دعا کنین.

  نظرات ()
مطالب اخیر وبسایت شخصی پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۱٠ چهارشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٦ خودخواهی پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/٤ فاصله از مرکز قسمت نبود... ریز می‌بینمت! پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٧ فاصله
دوستان من آرزوی آرزو ارکستر صبا فعلا بی‌نام دفتر زندگی من Alt+F9 سطرها و حرف‌ها خوشکده حرفی تازه چشم امید، انتظار و خاطره از نگاه من Agir Law خچاو راه پیشِ رو راز ماه نامه هایی که هرگز خوانده نمی شوند درست پیش از پریدن پروانه ها This Is The First !!! من خودم ساروی ریکا!!! هارمونی خیال کلوپ موسیقی قم سایت تخصصی ویولن بزرگترین آرشیو نت موسیقی بزرگترین وبلاگ تخصصی ویولن بانک دانلود کتابهای الکترونیکی مرجع دانلود کتابهای الکترونیکی جزوات رشته مهندسی نرم افزار دانلود رایگان کتاب‌های صوتی پرتال زیگور طراح قالب